بازخوانی چاپ دوم کتاب بندرعباس در گستره تاریخ

کتاب «بندرعباس در گستره تاریخ و زبان» اثر دکتر منصور جلالی، پس از گذشت هفده سال از چاپ نخست، در سال ۱۴۰۳ به چاپ دوم رسید. چاپ اول این کتاب با بهره‌گیری از اطلاعات و تصاویر دست‌اول، جایگاهی ویژه در میان آثار بندرعباس‌شناسی داشت و در کنار آثاری چون اعلام‌الناس سدید، از جرون تا بندرعباس و بندرعباس؛ هلال طلایی سایبانی به‌عنوان یکی از منابع معتبر شناخته می‌شد.

با این حال، چاپ دوم کتاب در شرایطی منتشر شده که دسترسی عمومی به اینترنت و رشد دانش تاریخی، ضرورت بازبینی دقیق‌تر را دوچندان کرده است. بررسی نسخه جدید نشان می‌دهد برخی نکات نیازمند اصلاح و بازنگری هستند:

فاتح قلعه کومورائو: در صفحه ۱۷، امام‌قلی‌خان فاتح بندرعباس معرفی شده؛ در حالی‌که منابع تاریخی تصریح دارند داوودخان، برادر او، در ۲۵ دسامبر ۱۶۱۴ پس از چهار ماه محاصره، دژ فورتالزای پرتغالی‌ها به فرماندهی دام آندره دِ کوادرو  را تصرف کرد.

قدمت سورو: قدمت این آبادی هفتصد تا هشتصد سال ذکر شده، اما بر اساس گزارش مقدسی در احسن‌التقاسیم (۹۸۵ میلادی)، سورو بیش از هزار و پنجاه سال قدمت دارد.

او می نویسد : سورو به تازگی آبادی آغاز کرده ،چرا که کالای عمان بدانجا رسد .

واژه هرمودر: در صفحه ۳۲، این واژه به گرما نسبت داده شده، حال آنکه «هرمود» در اصل مصغر «هرمز درب» است و نمونه‌های متعددی از آن در گذرگاه‌های دشت هرموز وجود دارد. منجمله هرمودر ایسین که مدخل ورودی گردنه نعل اشکن به دشت هرمز است و هرمودر رویدر که ورودی دشت فین و مارم است و دومورد هرمود و هرمود عباسی از مسیر لار به بندرعباس.

بندر دوسر: در صفحه ۶۲، بندر دوسر همان سورو معرفی شده؛ در حالی‌که پیترو دلاواله آن را بندری مستقل با دو دماغه توصیف کرده است که در منابع غیر ایرانی Dosarنوشته شده و مکان فعلی آن انتها و مصب روخانه تاسبر است که این نام تطور یافته همان بندر دوسر است .

ییلاق اعیان بندرعباس: در صفحه ۶۳، محل اقامت تابستانی اعیان سورو ذکر شده؛ اما گزارش حسین‌قلی‌خان نظام‌السلطنه مافی (۱۲۶۰ شمسی) نشان می‌دهد ییلاق آنان در منطقه‌ای به نام «سندلی» در شمال‌غربی سورو بوده است.

ماموریت شاه عباس: در صفحه ۷۱، صدور فرمان تصرف استحکامات پرتغالی به الله‌وردی‌خان در سال ۱۶۱۴ ذکر شده؛ در حالی‌که وی در سال ۱۶۱۳ درگذشته بود.

حمله سال ۱۷۵۹: در صفحه ۸۰، حمله انگلیسی‌ها به تجارتخانه فرانسویان روایت شده؛ اما منابع معتبر نشان می‌دهند کشتی‌های فرانسوی به فرمان کنت دستن، تجارتخانه انگلیسی‌ها در بندرعباس را نابود کردند. (1)

(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Charles_Henri_Hector,_Count_of_Estaing

https://commons.wikimedia.org/wiki/File:Prise_de_Badar_Abbas_en_octobre_1759.jpg

تصویر معروف گلوله باران بندرعباس توسط ناوگان فرانسوی

اشتباه در تصویر: در صفحه ۱۶۲، تصویر زنده‌یاد حسن کرمی به‌اشتباه در صدر شعر صالح سنگبر درج شده است.

علاوه بر این موارد، انتخاب جلد و رنگ چاپ دوم با نوعی کج‌سلیقگی همراه بوده و خاطره نوستالوژیک چاپ نخست را کمرنگ کرده است؛ نکته‌ای که بسیاری از علاقه‌مندان نیز بر آن تأکید دارند.

چاپ دوم کتاب «بندرعباس در گستره تاریخ و زبان» همچنان اثری ارزشمند در حوزه بندرعباس‌شناسی است، اما برای حفظ اعتبار علمی و تاریخی آن، بازبینی دقیق‌تر در چاپ‌های آینده ضروری به نظر می‌رسد.

قهرمان بندرعباس

بندرعباس قهرمانان و نامداران متعددی دارد که در فرصت های آتی به آنها خواهیم پرداخت . موضوع این نوشته زندگی هلاکو نیکخواه قهرمانی چند وجهه است .

با برادران چنگیز (ایستاده)و و هوشنگ سمت چپ در کنار پدر محمدرفیع نیکخواه

متولد فروردین 1315 در محله چاه محمودی بندرعباس . تحصیلاتش به ترتیب در مکتب خانه ملازهرا ،مدرسه مشیر دوانی ،مدرسه جاوید و آموزشگاه تخصصی زبان انگلیسی ارومیه در رشته زبان انگلیسی به پایان رسانید .از کودکی استعداد و مهارتش را در ورزش به رخ کشید و همزمان در رشته های دوچرخه سواری ، شنا ، فوتبال و موتورسواری فعالیت می کرد

قهرمان دوچرخه سواری استان 1334

تیم عقاب سورو دهه سی
از کمک های همبازی اش سید احمد طباطبایی (دروازه بان ) ایستاده در تجهیز تربیت بدنی قدرانی میکرد

با اتمام دبیرستان بلافاصله معلم ورزش دبیرستانی میشود که خود درآن درس می خوانده . بعدها به دلیل اشکالات بخشنامه ای و نیاز به تحصیلات عالیه به آموزشگاه زبان رضاییه می رود وپس از فارغ التحصیلی ابتدا به مدرسه نظام ، اما مجددا به آموزش و پرورش می پیوندد . پس از حادثه ای که برای رئیس تربیت بدنی وقت بندرعباس به وجود می آید در سال 1338 تصدی اداره کل تربیت بدنی بندرعباس به او واگذار می شود . بنیان گذاری ورزشگاه تختی و اعزام ورزشکاران به مسابقات کشوری و کسب عناوین و مدالهای متعدد از افتخارات اداری او به شمار می روند .

بعد از چندی اما محدودیت اداری را بر نمی تابد و به آموزش و پرورش باز گشته و به تدریس زبان انگلیسی مشغول می شود . نگارنده در سال 1353 افتخاری شاگرد او را در مدرسه محمود پزشکی داشتم .

از رشادت و تهور او حکایت های بی شماری به جا مانده است . منجمله شنا از بندر لافت به بندر پل ، عضویت در گروه گرگاش که پیشتر شرحش نگاشته شده و از پای در آوردن کفتار مهاجمی با ضربات مشت که بازتابی کشوری داشت .

دو بار دور ایران را با موتور سیکلت پیمود .

دستی بر ساز داشت و فراغت را به بطالت نمی گذراند.

با پیر و جوان دوستی می کرد و گوشه به گوشه جغرافیای استان را در نوردیده بود.

جیپ شهباز معروف
همان جیپ به شماره 43297 را نگارنده خریداری و تا همین سالهای اخیر در اختیار داشتم

در تابستان 1388 و یک سال و اندی پیش از آسمانی شدنش ، به تنی چند از دوستان به دیدارش رفتیم که حاصلش مصاحبه ای تصویری مفصلی در خصوص زندگی و تاریخ فرهنگ و ورزش بندرعباس می باشد.

یادش گرامی

تاریخچه آب در بندرعباس

آب و قضایای آب در بندرعباس

این نوشته در شماره 14 مجله وزین نسیم بادگیر به چاپ رسیده است

در افواه عمومی آب را مایه آبادانی می دانند ، اما در بندرعباس این موضوع برعکس است و آبادانی ضرورت تهیه آب را ایجاب کرده است . اولین مکتوب را مقدسی در احسن التقاسیم می نویسد .” سورو در مرز کرمان بر لب دریا می باشد کوچک است و تازه آبادی آغاز کرده است (363 شمسی = 1040 سال پیش)زیرا که کالای عمان به آنجا می رسد و به کرمان و خراسان می رود . آبی که می آشامند از کوه می آید در گودالی جمع شود و چون بند آید زمین را پنج زراع برکنند تا آب گوارا بیرون آید “. پس از مهاجرت سلطان بهاء الدین ایاز به و ساکنین هرموز کهنه به جزیره جرون در سال700 شمسی و ضرورت تهیه آب در جزیره ای که از آب شیرین بی بهره است ، ساکنین اطراف بندرعباس منجمله آبادی نانگ از توابع سرخون در رود نایبند کلنی جمعیتی را تشکیل داده و با حفر چاه و هم با کشت صیفی بخشی از آب و تره بار جزیره هرموز را تامین می کردند .

 دوارته باربوسا در سال 1500میلادی می نویسد : از نابند بوسیله کشتی های کوچک (طراده) مقادیر زیادی آب شرب برای تدارک و تامین آب آشامیدنی به هرموز می برند .

بالتاسار پسوا فرستاده پرتقال به در دربار صفوی  در سال 1523 می نویسد : از قلعه کومورائو به طرف کهورستان از نوار ساحلی گذشته و آبادی را که در آن چند حلقه چاه آب شیرین و چند باب خانه و تک و توکی نخل وجوداشته را مشاهده کرده است .

چاه های اطراف بندرعباس

از اشغال جزیره توسط پرتقالیها و احداث قلعه کومورائو گروهی دیگر از اهالی اطراف منجمله دهنو ، برتمب و قلعه قاضی با استقرار در اطراف قلعه آبادی ایگان را بنیان نهادند که بعدها به دلیل دفن تاخدا ظفار اوغانی به نخل ناخدا تغیر نام داد . در این آبادی گوچاه های متعدد احداث و نخلستان انبوهی پا به عرصه وجود گذاشت . فلور می نویسد تعداد 200 نفر پرتقالی و عرب در دژ فورتالزای کومورائو نیازمند خدمات ساکنین ایگان و چاه های آب شیرین نایبند بودند .

گوچاه نایبند 1330 عکس از برنهارد کلرمن

فیگوئرا سفیر اسپانیا به دربار صفوی در سال1617 می نویسد : زمین گامبرون لم یزرع بسیار نامساعد و مشابه زمینهای جزیره هرمز است .با این فرق که آب چاه هایی که در این ناحیه حفر می شود شیرین است . تعدادی نخل در آن وجود دارد که محصول خرمای آن در تصور نمی گنجد .

نخلستان نخل ناخدا

در سال 1614 داودخان قلعه کورائو را فتح و شهر جدید بندرعباس را پی نهاد . اهالی آب مورد نیاز را از چاه های نایبند تامین می کردند اما با حضور تجار لاری و اوزی و گلاری و تجربه آنان در ساخت برکه ، در نقاط مناسب و مختلف شهر برکه های متعددی احداث نمودند که به تعدادی از آنها اشاره می نماییم :

1 برکه های باران در ضلع شمالی ارشاد کنونی

برکه های باران

2- برکه گرد و دراز (نصرک خنیاگر دهه بیست بندرعباس در ترانه ای سروده است : سر برکه گرد و درازم دلبرم بی چه نتای ) واقع در بلوار 22 بهمن

3- چهاربرکه واقع در ضلع شمالی کارخانه یخ سهیل

4- برکه میرشمس الدین که به نام شخص سازنده نامگذاری شده واقع در کوی پلیس

5- برکه ناظمی که به همت ناظم التجار اوزی ساخته شده و متاسفانها ثرش فقط در تصاویر قدیمی قابل مشاهده استواقع در کوچه فرهنگ .

Bandar Abbas

برکه ناظمی واقع در پشت بند مشیر1330 عکس از آرنولد هیم

6- برکه گرد واقع در محله نظر آباد کنونی

برکه گرد بر سر راگه ایسینی 1307عکس از برنهارد کلرمن

7 -برکه کشنگ واقع در درخت سبز کنونی

8- برکه های معروف به بنگر تورگ و بنگر میشی در راگه ایسینی

آبگیر ها شامل گل کنی ها و بُنگرها (بونکر Bunker) نیز نقش مهمی در تامین آب غیر شرب اهالی داشتند.

استحصال آب از گل کنی با دارهو 1307  عکس از برنهارد کلرمن

ژان باتیستا تاورنیه در ابتدای قرن هفدهم می گوید : اگر کسی بخواهد آب خوبی بخورد ، باید از چشمه ای که سه لیو دور از بندر واقع شده به قیمت گزاف خریداری کرده حمل نماید .

آب برکه ها و چاه ها بوسیله سقایان و احشام در کوچه و محله های شهر به فروش می رسید. سدید السلطنه می نویسد اهالی خواجه عطا شغلشان سقایت است و نسبی کهورستانی دارند .

                        راسته آبفروشان 1037 عکس از برنهارد کلرمن

زنان آبکش بندرعباسی 1295

در زمان حکمرانی سرتیپ احمدخان کبابی تلاش بر آن شد تا با حفر قنات از نایبند تابندرعباس آب شهر را تامین نماید که برای مدت کوتاهی آب آن در محله چهارباغ استحصال می شد و ناظم التجار با احداث چند باغ و حمام در آبادانی شهر کوشید . با لرزان شده حکمرانی احمدخان این قنات هم به امان خدا رها شد و هر ازچند گاهی تعمیری مختصر می شد تا آنکه به کلی خشک و بلا استفاده شد . معزل آب در انتهای قاجاریه و ابتدای قرن اخیر باعث رواج بیماریهای متعددی منجمله پیوک (نارو) شده که ترانه “وای از ستم نارو” در دیگر ترانه نصرک نشان از وضعیت آب دارد  .

حاجیه خان علوی در کتاب روزنامه سفر حج در سال 1271 می نویسد : سحر شب گیر کرده، صبح پنجشنبه پانزدهم وارد بندر شدیم. ناپند هم وسط راه بود. آنجا هم نخل زیادي از جمله درخت سپستان

و انبه هم بود. آب هم از چاه میکشیدند. وارد بندر که لب دریا، خانه حاجی محمد حسن نوقی منزل کردیم.

حکمران ناشناس بندر لنگه در سال 1276 می نویسد : امروز عصر رفتم حمام . آب حمام ها شور است بعد از شتشو یک کوزه آب شیرین آوردند خود را شستم .

. در سال 1917 و با تشکیل پلیس جنوب آب چاههای نایبند توسط یک موتور نفتی و بوسیله لوله های فلزی در منابع هنگ احمد شاهی متصل می شد که ظاهرا به همراه بیرجند اولین لوله کشی های مکانیزه تاریخ ایران به شمار می روند . در سال 1307 اسماععیل خان بهادر  فرماندار وقت مجددا با تخصیص بودجه ای در احیا قنات کوشید اما با بارانی بی سابقه دوباره آبراه های قنات مسدود گردید .

کسانی که استطاعت مالی کمتری داشتند به ناچار از آب غدیرها و گلکنی ها و تعدادی چاه که در مناطقی از شهر آب کم کیفیتی که به آب نرمه معروف بود را استفاده می کردند . البته در این بین چاه محمودی واقع در ضلع شمالی محله قلعه شاهی ظاهرا آبی مناسبتر از سایر چاه ها داشته است .

چاه محمودی 1309

 انگلیسی های مقیم بندرعباس آب آشامیدنی شان را از کشتی هایی که آب ذخیره بمبئی داشتند تامین می کردند. در سال 1329 آب لوله کشی از چاه های ایسین به بندرعباس رسید .

بندرعباس و قضایای اتومبیل

شاید شما هم شنیده باشید که در انتهای قاجاریه اگر کسی قصد سفر از بندرعباس به مرکز و تهران را داشت می بایست با کشتی انگلیسی مسیر بندرعباس ، بندرلنگه ، بحرین ، بوشهر ، و بصره را می پیمود تا از آنجا با راه آهن به بغداد و سپس قصر شیرین و نهایتا به تهران برسد و یا آنکه سختی راه سفر با قوافل را تحمل می کرد . در سال 1295 مهندسان هندی با تلاش فراوان نتوانستند گردنه تنگ زاغ را باز کنند . سرانجام در تاریخ 12 فروردین 1308 مسیر شوسه بندرعباس به کرمان گشایش یافت (بندرعباس فلور) . تا قبل از این تاریخ وجود اتومبیل در بندرعباس و جنوب موضوعیتی نداشت و تنها مورد استثنا خرید یک دستگاه رولزرویس توسط حاکم محمدرضا بنی عباسیان  بستک در سال 1304 بود که از هندوستان خریداری و  اجزاء آن در بندرلنگه جدا و سپس با شتر به بستک منتقل شد تا راننده ای اهل جناح (حاج علی موتوری ، پدربزرگ درخشانهای جناح) که در بمبئی مکانیکی آموخته بود دوبار سرهم نموده و مورد استفاده قرار گیرد .

این واقعه در دیوان محمدعلی غیرت شاعر بستکی نگاشته شده  :

به بنگله (منزل خان ) خبر و مژده بر که حالا را – موتور (ماشین ) رسید و سوار است خان والا را .

تصویر اتومبیل تزئینی ست
باقی مانده رولزرویس حاکم بستک . عکس از منصور نعیمی

 در سفرنامه سدید هم ماشین را “موتر” نوشته شده  :

شیخ احمد گله داری با اولاد خود شیخ عبدالله و محمدحسین و غلام خود سالم بن دولت بن سنقر سه شنبه 19 فروردین صبح با مُتر(موتور) خود از عباسی حرکت کرده 12 شب به قطب آباد رسیده یک بعد اظهر حرکت کرده چهار بعداظهر به گهکان رسیدند و0000 (سفرنامه سدید)

1309 احتمالا اتومبیل شیخ احمد گله داری . عکس از برنهارد کلرمن

از معاریف خودرویی نام ماشین آغای روستا در ادبیات بندرعباس به یادگار مانده که گویا از نوع لندرور بوده و پس از آن چند فقره تاکسی فضیلت .

اتومبیل ون مانند شخصی به نام حسن منیژه هم سرویس اهالی سورو در تردد به بندرعباس بود و همچنین وانت شورلت سبز و یاسرخ که در مسیر خونسرخ تردد می کرده است . نگارنده معروفترین کمپرسی حمل شن و ماسه شهر به نام مصطفی قدیری را به یاد دارد .

کرنولوژی بندرعباس در سال 1297 به روایت تصویر

در بحبوبه جنگ جهانی اول انگلیسی ها منباب محافظت از منافع و حیطه استقرار و تسلط بر هندوستان ، تحرکات جدیدی را رقم زدند . به بهانه ناامنی راهها پلیس جنوب را تشکیل داده و با تجهیز کنسولگری های بندرعباس کرمان سبزوار و زاهدان هلالی محافظتی  را جهت جلوگیری از نفود احتمالی بلشویکها  بنا نهادند . لازمه این ارتباط خطوط تلگراف اسکله و راههای مواصلاتی بود که جهت نقشه برداری از مسیر راه شوسه مورد نظر عکسبرداری هوایی انجام دادند . پس اولین عکسهای هوایی که در ایران به ثبت رسیده می بایست متعلق به بندرعباس باشد . در نهم شهریور 1297 سر رولف مکفرسون خلبان انگلیسی تعدادی عکس هوایی از بندرعباس و کوه های شمال بندرعباس گرفته تا راه شوسه مورد نظر سرپرسی سایکس ، رئیس پلیس جنوب جانمایی گردد . ما به نیت آنها کاری نداشته و از آنجه برای ما باقیمانده بهره می بریم . در این تصویر نمایی کلی از شهر بندرعباس پیش روی ماست که به تا حد شناسایی شماره گذاری شده اند .

بندرعباس در روز نهم شهریور 1297 اولین عکس هوایی ایران

1- اسکله مبارکه عباسی 2- گلکنی بزرگ شهر و محل مخابرات و پست مرکزی امروزی 3- مصب خور گورسوزان 4- دوبی Doubi یا رختشورخانه و محل خروج آب از قنات احمد خانی ، مصلی فعلی 5 – منزل گله داری 6- منزل شریف 7- کنسولگری انگلیس و بیمارستان ثریای بعدی 8- منزل شهبندر یا رئیس گمرک 9- بقایای کاروانسرایی که سدید ابتدا آنرا قلعه می پنداشته و بعد متوجه می شود که بقایای کاروانسرایی است . 10 – راگه کرمونی ، راه مواصلاتی به طرف کرمان 11 – راه نایبند به کنسولگری 12 قنات احمدخانی 13 -راه خواجه عطا به کنسولگری .

کوه های شمال بندرعباس

بندرعباس ۱۴۰ سال قبل . گورِفرنگ

حوالی زمستان ۱۳۸۹ به نسخه ای از سفرنامه مادام دیولا فوا ترجمه بهرام فره وشی  دست پیدا کردم که چندین طرح گراور از سال ۱۶۲۲ شمسی یعنی ۱۴۰ سال قبل بندرعباس در آن به چاپ رسیده بود . آن روزها با شادمانی از این کشف ، پست “بندرعباس در ۱۲۷ سال قبل ” با گراورهای زیر را به اشتراک گذاشتم .

اما در این روزهای بد سرزمینم ، دست یابی به گنجینه ای بی نظیر، روزهای خوبی را برایم رقم زد که با شما به اشترا ک می گذارم .

۲۷ ژانویه ۱۸۸۴میلادی ، هفتم بهمن(۱۲۶۲ه.ش)کشتی آسریا از نزدیک هرمز گذشت و اولین توقف خود را در بندرعباس می کند.لنگرگاه آنقدر وسیع است که تمام کشتی های اروپامیتوانند در آن مانور کنند. در سمت راست ، درطول ساحل زرد رنگ ،دهکده ها و باغهای زیادی نمایان است.شهر ایرانی در میان آنها قرار دارد و پشت سر آن کوه پر برفی دیده می شود.!!!!!!

کلاه فرنگی ، اسکله تازه ساز ، بندیره و توپ دولتی و تجار محلی بندرعباس در 1262 شمسی

بندر عباس با شهرهای دیگر ایران که در من در سفر اولم دیدم ابدا تفاوتی ندارد.خانه های تازه ساز با بناهای مخروبه مخلوط شده وگل و خاکروبه زمین ناهموار کوچه را پوشانده است. بازارها با راه کثیفی که به آنها منتهی می شود تضاد بسیار دارد. در زیر سایبانهای خراب، خواروبارفروشیها،کله قندها را ردیف چیده یا از سر آویخته وآنهارا با کاغذ نقره ای پوشانیده اند.ادویه سبزوآبی با سینی های پر از شیرینی های رنگارنگ مخلوط شده است.کوزه های زنجبیل با لعاب فیروزه ای شان سینی های مسی کهنه را که در آنها زعفران ،خرما وفلفل قرمز خشک ریخته اند روشن میکند.

بازار بندرعباس 1262 شمسی

کمی دورتر یک کارخانه قند ریزی ساده دیده میشود.وسایل این کارخانه مرکب است از چند تغار گلی وقسمت خشک کننده آن نیز از چند صندوق در هم شکسته تشکیل شده است .

کارخانه قندریزی

درویشها ،سربازان ژنده پوش ومیمونهایی که به قلاده بسته شده اند اینجا وآنجا دیده می شوند

درویش
جمعی از اهالی بندرعباس در کنار معرکه گیر و میمونش

خبر پیاده شدن فرنگی ها از کشتی در بندرعباس منتشر شده است  ، جمعیت زیاد می شود ، از سرو کول هم بالا می روند و به هم ناسزا می گویند. یک بازرگان دلش بحال همراهان ما می سوزد  و ما را به طرف دروازه شهر هدایت می کند و به صحرا می برد .

در انتهای بیابان خشک ، یک درخت میموزا (گل ابریشم ) بزرگ به چشم می خورد ، زنهای قرمز پوش کوزه هایشان را که شکل قدیمی داردپر می گنند و با زنان رختشوی در گفتگو هستند.

گل کنی پشت دروازه ایسینی (مکان فعلی : پست برق خیابان بلوکی )

در پشت این توده سبز ساختمان هایی بر پاست که با قلوه سنگ بنا شده است یکی از آنها که تقریبا فرو ریخته شبیه کلیساهای قدیمی است بنا های دیگر به شکل هرم روی قبور اروپایی ها بنا شده است بومی ها این بنا را با نام درست می شناسند و به آنها (قبر انگلیسی ها )یا ( گور فرنگ ) می گویند . 

گورفرنگ – قبرستان انگلیسی ها (مکان فعلی حوالی سه راه سازمان به طرف غرب )
نوجوانان بندرعباسی
دختربچه بندرعباسی

مهمان بندرعباس

در کتاب بندرعباس ویلهم فلور ترجمه احمد بازماندگان صفحه 339 چنین آمده است : “در سال 1313 با انتخاب یوسف خنجی به ریاست شورای شهر بندرعباس ، کارخانه برق قدیمی خریداری شده از حاج احمد گله داری توسط اسکار اسپک Oskar Speckیک گردشگر آلمانی که در انتظار قایق بادبانی جدید در بندرعباس مانده بود تعمیر شد” .

اسکار اسپک

در سال 1907 در شمال آلمان به دنیا آمد. در 14 سالگی مدرسه را رها کرد و در یک نیروگاه تولید برق شروع به کار کرد، اما پس از شروع کایاک سواری، زندگی او برای همیشه تغییر کرد. در طول دهه 1920، این ورزش در سراسر اروپای شمالی گسترش یافت، متأسفانه، پس از رکود بزرگ در آلمان، اسکار خود را بدون شغل یافت.او تصمیم گرفت به قبرس کایاک بزند، جایی که شنیده بود برای راه اندازی نیروگاه برق نیروی کار لازم است. در ماه مه 1932، اسکار از شهر آلمانی اولم در رودخانه دانوب سفر خود را آغاز کرد. او رودخانه را از آلمان تا رومانی دنبال کرد و در آنجا تصمیم گرفت که سفر دانوب بسیار آرام است. بنابراین، با رسیدن به رودخانه واردار، در نزدیکی مرز بلغارستان، به سمت پایین ادامه داد و به دریای اژه رفت.او اکنون باید یاد می گرفت که چگونه در دریا سفر کند. با موج زیاد و امواج بزرگ، در کایاک تاشو او آسان نبود. او که قبلا هرگز قایقرانی در دریا را تجربه نکرده بود،

اسکار کایاک خود را با اضافه کردن یک بادبان کوچک برای سرعت بیشتر اصلاح کرد و در تلاش برای جلوگیری از ورود آب، محافظ‌هایی به آن اضافه کرد. او به تدریج راه خود را از طریق دریای مدیترانه در امتداد جزایر یونانی طی کرد و پس از آن به سواحل ترکیه نزدیک شد. با رسیدن به قبرس، اسکار متوجه شد که از ماجراجویی خود بیش از حد لذت می برد و تصمیم گرفت به پارو زدن ادامه دهد – تا استرالیا! او به سمت شرق به سوریه رفت و سپس به رود فرات رفت. پارو زدن در امتداد فرات به دلیل گرمای شدید و کمبود آب و غذا دشوار بود. او همچنین مرتباً توسط ساکنان محلی مورد اصابت گلوله قرار می گرفت. در ادامه، او طوفان سهمگینی را تجربه کرد که منجر به گیر افتادن او در یک جزیره کوچک رودخانه ای به مدت یک هفته در جمع یک جسد در حال پوسیدگی شد! سرانجام اسکار به خلیج فارس رسید و در امتداد ساحل تا بندرعباس ایران پارو زد. او شش ماه در آنجا ماند و منتظر کایاک جایگزین بود. متأسفانه، در حین انتظار، به مالاریا مبتلا شد که تا پایان سفر او را آزار می داد.

مسیر مسافرت ماجراجوی آلمانی

تاریخچه ضبط آواها در بندرعباس

این مطلب در شماره 12 مجله وزین نسیم بادگیر به چاپ رسیده است .

موسیقی ، غنا و رقص جزء لاینفک زندگی انسانهاست که  در ادوار تاریخ گاهاً با جبر حکام در محاق افتاده اند . اما زدودن آن از سینه و ضمیر انسانها کاری ناشد نی است . نخستین تصاویر منقوش که  در آثاری از جهانگردانی مثل شاردن و دلاواله به جا مانده نشان می دهد در بدو شگل گیری شهریت گامبرون گروه های موسیقی به فعالیت مشغول بوده اند .

بندرعباس – برگرفته از سفرنامه شاردن 1665 میلادی

 افول اقتصادی و واگذاری این خطه به امامان مسقط سالیان سیاه و پر دردی را رقم زد و تا ابتدای دهه سی اشارات مختصری در خصوص ترنم آواهای بندرعباس وجود دارد ، اما پس از این دوران است که مهاجرین هرمزگانی خصوصاً غرب استان به مانند بستک و بندرلنگه که به نواحی ساحلی جنوب خلیج فارس به مانند بحرین قطر و دبی (نه امارات ) کوچیده بودند با رواج امکان ضبط بر روی موم و ریل و صفحه سنگی ، آواهای دلتنگی غربت یا شادمانگی هایشان را به این سوی روانه کردند  ، هرچند این امکان در نواحی مرکزی کشور بوجود آمده بود  اما بندرعباس در پرتوآن دور افتادگی از آن محروم بود . قدیمی ترین صدای ضبط شده احتمالاً باید متعلق به یوسف محمد مشاعی باشد که از سال 1335 فعالیت موسیقیایی داشته و در سال 1343  گروه (فرقه) الانوار را در بحرین بنیان می گذارد که در تاریخ موسیقی بحرین جایگاه ویژه ای دارد .

پس از آن یوسف هادی و ابراهیم لنگاوی نیز صدایشان را در کالبد صفحات سنگی به دیار مادری شان رسانیدند .

در ابتدای دهه چهل صدای زبیده درویش ( زبیده بندری)در استدیو زین الفون ضبط و به بازار ارائه شد . متعاقب آن  از جاسم کنگی ، حسن پورکن ، ابراهیم شاعر کریانی و بعد تر حسن کریمی و ارسلان عطایی صفحاتی به بازار آمد .

در سال 1346 با افتتاح مرکز رادیویی بندرعباس ، امکان  ضبط بر روی ریل و انتقال به تهران و تکثیر آن فراهم  آمد . ابتدا  استودیوی مختص ضبط در محل فرستنده رادیو در مکان فرودگاه قدیم احداث و سپس به دلیل دوری از مرکز شهر به محل بازار روز فعلی و در منزل گلبهارانی که در اجاره رادیو بود منتقل شد . قبل از افتتاح مرکز رادیو ، صدای خوانندگان توسط چند اسپانسر در استودیو های دبی مثل “زین الفون “و “تسجیلات شعب”ضبط و نسخه ای از آن به تهران و شرکت های تولید و پخش ، واگذار تا با برچسب و لوگوی سفارش دهنده انتشار یابند . چند موسسه اسپانسر به این ترتیب بودند  :

  1. فروشگاه کولاک به مدیرت  زنده یاد ماشاالله میرزایی صاحب مغازه لیموناد فروش در ضلع جنوبی میدان بلوکی که دغدغه مند امور فرهنگی نیز بودند .
  2. فروشگاه برادران عابدینی به مدیریت محمد نور عابدینی و فروشنده لوازم خانگی در بازار و جنب کفش ملی مرکزی فعلی
  3. فروشگاه مصفا واقع در خیابان شاه حسینی

صفحات زیبای به جا مانده بیشتر منقش به لوگوی این سه اسپانسر خوشنام بندرعباسی می باشند . فقط در این میان صفحات زیادی از زنده یاد علی فدایی معلم ، ترانه سرا و خواننده خوش ذوق و خوش صدای بندرعباسی ساکن کرمان با اجرای ترانه های فولکوریک کرمان و بندرعباس به دست مردم می رسید که خارج از پروسه مورد نظر ما در بندرعباس بود.

در سالهای پایانی دهه چهل و رواج نوار کاست ، آثار خوانندگانی مثل صالح آتون ، فاطمه و حوا رضایی ، ارسلان عطایی  ، حسن کریمی و  محمد مظفری که در استودیوی رادیو ضبط می شد با آرم و لوگوی فروشگاه هایی  چون نوار فروشی “بت شکن ” در چهارراه مرادی ، استدیو خلیج فارس به مدیریت زنده یاد سام در میدان بلوکی و استدیو شانه (سجادی) در خیا بان برق و استدیو شعله در سه راه پلنگ صورتی به فروش می رسید .

با امتناع مرکز رادیو تلوزیون بندرعباس از ضبط آثار هنرمندان بعد از انقلاب بار دیگر مجبور به استفاده از استدیو های آن سوی آب شدند . خوشبختانه این روزها چندین استدیوی مجهز در بندرعباس به کار ضبط ومیکس و مسترینگ آثار هنرمندان مشغول هستند . نهایتاً اینکه نگارنده تلاش نموده تا ترک های دیجیتال اکثر این آثار را جمع آوری نماید . برای هرچه کاملتر شدن این مجموعه نیازمند یاری همه عزیزان هستیم.

بندرعباس 124 سال قبل

 سفرنامه حکمران بندرلنگه که توسط جناب مرتضی آل داود تصحیح و چاپ شده است آنقدر دقیق و حاوی نکات ریزی می باشد که باور نکنیم توسط شخص ناشناسی به تحریر در آمده باشد . ولی چاره ای جز آن نیست که سفرنامه به این جزء نگاری را بعنوان سفرنامه ناشناس بپذیریم .

پنج شنبه  ششم خرداد ۱۲۷۶ شمسی

امروز در ذرتو توقف شد ذرتو قریه کوچکی است دارای جزئی نخیلات و چهار پنج خانوار رعیت درخت مرکبات هم دارد. امروز صبح با فراش باشی و پیشخدمت باشی در زیر درخت لیموی ترش چای می خوردیم از میوه ها کنده با چای صرف شد۔ در ذرتو کبک بسیار است. ناهار خورده خوابیدم۔ چهار به غروب مانده به ملاحظه اینکه منزل دور است و راه بسیار سخت است حرکت شد۔ سیزده فرسنگ راه باید برویم دو فرسنگ که آمدیم گردنه بسیار سختی پیدا شد از آنجا عبور کرده به رودخانه رسیدم که به واسطه خم و پیچ جاده بیست و چهار دفعه باید به آب همین رودخانه زد از این جهت این راه را (بیست و چهار) می گویند ( به همین دلیل نام دیگر آب باد پرکووک ، آباد ۲۴ است . آرموس ) از آنجا گذشته مجدداً گردنه و تنگه ها طی شد تا رسیدیم به (کوه کناو) کوه کناو ییلاق بندر عباس است و بسیار مرتفع است.

گنو 1297

از قرار مذکور سه فرسنگ ارتفاع دارد (باید این ارتفاع از سطح دریای خلیج فارس باشد) میوه جات سرحدی و سردسیری هم در این کوه موجود است.چون اول خاک بندر عباس و جزو حکومت مصباح دیوان می باشد استقبال آمده بودند۔ چهار ساعت و ربع از شب رفته به دامنه ‎کناو (گنو)رسیدیم.سیب و بادام تعارف آورده بودند۔ چای و شام خورده هشت ساعت از شب گذشته حرکت شد.

جمعه هفتم خرداد  ۱۲۷۶ شمسی

ایسین ۱۲۹۷ شمسی

امروز صبح دو ساعت از آفتاب گذشته وارد (ایسین) شدیم مردم استقبال آمده بودند۔ در بالاخانه خانه اربابی چای و هندوانه صرف شد (ایسین) قریه بسیار معتبری است نخیلات بسپار دارد واقعاً جزو قصبه و بلوک شمرده می شود۔ فردا صبح ان شاءالله ورود به بندر عباس خواهد شد۔غروب رفتم گردش خارج این عمارت استخری دارد بد جایی نیست چای در سر استخر صرف شد۔ یک ساعت از شب رفته امین التجار با بعضی از تجار دیگر آمدند پیشواز مجدداً جمعی دیگر از مستقلبین رسیدند ساعت پنج شام خورده ساعت شش حرکت کردیم،

شنبه هشتم خرداد ۱۲۷۶ شمسی

نایبند ۱۲۷۹ شمسی

یک ساعت از آفتاب گذشته رسیدیم به (نای بند) ده کوچکی است نظام السلطنه عمارت خوبی در اینجا ساخته موسوم به (نظامیه) -(در پست قبلی شرح آن به تفضیل آمده است . آرموس )یک قلیان در زیر درخت ها کشیدیم حرکت کردیم به طرف بندر عباس از این ده تا بندر نیم فرسنگ کمتر است۔ اهل شهر به استقبال آمده بودند، تجار زیادی جزو مستقبلین بودند۔ موزیک ولایتی آورده بودند۔ شرح موزیک آن ها از این قرار است دو دسته بودند یک دسته سیاه و قریب بیست نفر بودند۔ دو شیپور داشتند قریب به قره نی تقریبا مثل بوق حمام صدا می داد و دنبک هم داشتند اصل دنبک تنه درخت بود پوستش هم بعضی پوستی بود و بعضی جلدی که با دست و چوب می زدند و به همان آهنگ به زبان سیاهان چیزی می خواندند ‎که‏ مفهوم آن ‎این !‏ بود ان شاءاشه مبارک باشد و یک دسته دیگر اهل بندر عباس بودند ‎که‏ آن ها نیز دارای همین اسباب موزیک بودند دنبک های خودشان را روی دو پا می گذاشته و می زدند. سه چهار بیرق با نشان ماه و خورشید جلو حاکم می کشیدند۔ پنج شش نفر هم بلوچ با شمشیر و سپر و بعضی با تفنگ جلو اسب مصباح دیوان می آمدند۔ خلاصه ساعت سه وارد بندر (بندر عباس) شدیم۔ در (کلاه فرنگی) عمارت حکومتی شیرینی چیده بودند۔ تجار تماماً آمدند دیدن آن ها نشسته بودند۔ من برخاستم آمدم اتاق که از برای من معین کرده بودند راحت کردم. وضع بندر عباس آنچه مجمل دیدم این است اول که وارد بندر عباس شدم خانه های کپری دیدم مثل دهات گرمسیر از چوب نخل درست کرده و اتاق ساخته بودند۔ از این خانه ها بسیار بود

بعد از این خانه ها اصل شهر است که با خشت و گل ساخته اند و سقف ها از چوب است۔ عمارت کلاه فرنگی که منزل حکومتی است تا دریا پنجاه قدم مسافت ندارد۔ کلاه فرنگی دارای پانزده شانزده اتاق است. تمام بالاخانه بادگیر است۔ جای خوبی است منظره اش دریا و کشتی های تجارتی است۔ جلو کلاه فرنگی گمرگ خانه است و وضع بدین قسم _ است۔ جلو کلاه فرنگی تا دم دریا رادیوار کشیده و بعضی جاها ساخته اند من جمله  دروازه ساخته و دالانی دارد که متصل به دریا است و اصل دریا را تا یک امتدادی پر کرده و فرش کرد اند و تقریباً مثل پل است

بندرعباس ۱۲۹۵ شمسی

۔ از جهاز مال التجاره را به (کرجی) تحویل داده و کرجی به واسطه پارو ادامه داده، در این پل خالی می کند و تجار بارهای خودشان سوا کرده می برند بردن این بارها نیز به عهده حمال است و حمال ها حمال باشی دارند اسمش اکنون قنبر صفر است . حمال باشی ها سابق خیلی معتبر بودند و در سال از طرف او اقلاً بیست هزار تومان بیشتر به حکومت می رسیده است۔ (این مبلغ از چه محلی عاید حکومت می شود چه عرض کنم مگر ‎از…)‏ اهالی این شهر به واسطه آفتاب به اندازه سیاه هستند که با اهل حبشیان تمیز داده نمی شوند هندو در این شهر زیاد است بت خانه هم دارند . انبارهای تجارتی را( آفیس)‏ یا( حفیظ) می گویند امروز عصر رفتم حمام آب – حمام ها شور است بعد از شستشو یک کوزه آب شیرین آوردند خود را شستم۔ – ان شاءالله اگر غراب بیاید حرکت به بندر لنگه خواهد شد۔

 یک شنبه نهم خرداد ۱۲۷۶ شمسی

امروز هر چه منتظر کشتی پست شدم که از بمبئی بیاید، نیامد۔ نزدیک ظهر با میرآخور وفراش باشی مدتی بودیم بعد ناهار خورده کریم خان از حسن دعوت چای کرد رفتم منزل او پیشخدمت و میرزا محمدعلی را هم فرستادم آوردند دو ساعتی آنجا بودیم نزدیک غروب کشتی پست آمد امشب کشتی در عباس هست فردا ان شاء اه بعد از ظهر عازم لنگه هستم امروز میرزا غلام حسین خان وزیر که سابق نایب الحکومه عباس بود یک نفر هندو را به واسطة اینکه با یک هندوانه فروش مرافعه کرده است۔ پنج روپیه جریمه کرد طايفه هندو جمعیت کرده عرض آمده بودند رسول قهوه چی که این وجه را گرفته بود توسری زیاد خورده پول هندو راپس دادند الساعه در اتاق فراش باشی نشسته مشغول تحریر هستم. میرآخور وتفنگ دارباشی و حاجی محمد شریف هم حضور دارند۔

دوشنبه دهم خرداد ماه ۱۲۷۶ شمسی امروز صبح برخاسته مشغول تهیه رفتن بندر لنگه هستم همراهان نیز نوکرها، شخص خودم،فراش باشی و تفنگ دارباشی و میرزا محمدعلی پیشخدمت و یک نفر فراش است۔حاجی محمدشریف اوزی هم با ما همراه است اجزای مصباح دیوان تماماً تا توی غراب مشایعت آمدند .

(بخش اول این سفرنامه ، شامل ورود به حاجی آباد تا گهره را در http://taromzamein.blogfa.com/ مطالعه بفرمایید ).

عباسی ، نایبند ، سندلی 130سال پیش

حسین قلی خان نظام السلطنه مافی در سال 1269 (131 سال قبل ) در معیت سرتیپ احمدخان کبابی از بندرعباس با بغله به خور میناب می روند و پس از چند روز از راه خشکی باز می گردد و باقی ماجرا :

از آنجا آمديم عباسى. من در ورود عباسى، در ناى‌بند كه يك فرسخى بندر است

قدیمی ترین عکس از نایبند و بندرعباس حوالی 1880 میلادی (حدود140سال قبل ) . عکاس faubourg

و مجراى سيل است كه از بلوك سبعه به دريا مى‌آيد، چون كف مسيل را هروقت حفر مى‌كنند آن شيرين گوارائى دارد،

نایبند حدود 135 سال قبل

جائى را براى عمارت انتخاب كردم و به نايب الحكومه سپردم و نقشه دادم كه منزل بسازد.

ساختمان نظام السلطنه که به ساختمان نظامی شهرت یافت و در سالیان بعد قرنطینه بندرعباس در آن مستقر شد

شب‌ها نايب الحكومۀ عباسى از بندر به آنجا مى‌آيد، چنانكه از بوشهر به چاه بهمنى مى‌روند؛ و الحمد لله كه ساخت و يادگارى از من ماند. بعد از ورود عباسى، روزها گاهى به تفرج مى‌رفتم. چند عمارت در طرف مغرب شمالى، يك فرسخى بندر، تجار عيوضى ساخته و چاه آب و حوضى ايجاد كرده‌اند.(سندلی ) درشروع دهه پنجاه در محیط احداث پادگان نیروی دریایی قرار گرفت .

سندلی در سال 1335

يك روز رفتيم و در مراجعت از راه آب آمديم. از قضاى اتفاقيه، در عرض راه بقدر هزار ماهى كوچك به‌طور بازى از ميان خليج بلند شدند و در جاليبوت سوارى من ريختند كه بقدر دويست دانۀ آن‌ها را گرفتيم و باقى را چه خودشان دوباره به آب جستند و چه خودمان رها كرديم. بيست روز در عباسى ماندم.

سندلی تفرجگاه جوانان بندرعباسی . نفر نشسته و ساز بدست زنده یاد هلاکو نیکخواه
رامی نفر اول ایستاده از راست و دوستان