آسمان جنوب

در سال ۱۲۹۷خط هوایی هند ،جاسک ،لنگه ،بوشهر،…….انگلستان دایر گردید .

درروز افتتاح این خط پروازی چهار فروند هواپیما در فرودگاه قدیم بندر لنگه درمحله حسین آباد  به زمین نشست که حامل وزیر پروازهای انگلستان وهیئت همراه بودند.در عکس موجود از آن مراسم کنسول انگلیس در لنگه ،وزیر پرواز انگلیسی، حاج احمد خواجه بازرگان ،حاج زینل فریدونی،حاج محمد شریف عسکر و محمد صالح عسکر،دیده می شوند.

نقل از کتاب بندر لنگه نوربخش

  

نویسنده : جرونی ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٧/٢٢

نهنگ دریای جنوب

نهنگ دریای پارس

اسکندر از خشکی به سوی شرق لشکر می کشد(۳۳۴ق.م) ونئارخوس دریانورد را مامور تهیه نقشه های دریایی و زمینی میکند .او پس از ورود به خلیج فارس در نزدیکی میناب بندر الکساندریه را بنا می کند وپس از بازگشت اسکندر از هند  از طریق ولاشگرد درجیرفت به دیدار او می شتابد.استرابو می نویسد:

……..اندکی بعد نئارخوس با ناوگان خود وارد خلیج فارس شد .البته پس از تحمل سختی ها و مشقات بسیار و بر خورد با وال های بزرگ وترسناک.

….بیش از همه نگران وال ها بودند که از منخرین (سوراخهای بینی) آنان آب فواره می زد وانبوه مه که در بیشترراه مانع بود وملوانان آز آنچه در اطرافشان می گذرد با خبر باشند.ملوانان چون از علت مه آگاه نبودند به وحشت افتاده بودند اما راهنمایان ناوگان خبر دادند که حیوانات دریایی باعث بوجود آمدن مه می شوند و با نواختن شیپور وطبل می توان آنها را فرار داد .آنگاه نئارخوس ناوگان را به سمت وال ها ،که مانع از پیشرفت او بودند ، هدایت کرد وشیپورها را به صدا در آورد.گویی برای نبرد دریایی صف آرایی کرده بودند .آما آنها اندکی بعد دور شدند.“(جغرا فیای استرابو ترجمه همایون صنعتی زاده نشر بنیاد افشار)

 نادر افشار پس از سرکوب افغانها در اصفهان وتاراندن آنان از شیراز در می یابد سران افغان از طریق دریا به هند گریخته اند.دونفررا مامور رساندن پیامی به محمد شاه گورکانی پادشاه هند میکند که از پذیرفتن افغانها حذر کند یا منتظر عواقب نافرمانی باشد.مامورین نادر پس از دو ماه توقف در بندرعباس با کشتی مسقطی عازم هندوستان میشوند که کشتی با حادثه ای غرق وکشتی والندسیه انگلیسی آنها را از آب گرفته به سورات میرساند.

عبدالحسین صنعتی در رمان تاریخی نادر فاتح دهلی می نویسد:

……اتفاقا باد مساعدی می وزید وبادبانها کشتی را چون بادبادک اطفال که در هوا طیران نمایند از میان امواج میگذرانید. کشتی از ساحل دور میشد وروز به آخر رسیده وتاریکی بر همه جامسلط می گردید دیگر اثری از بندرعباس وخانه های گلی وحتی روشنی آتش و جراغهای بندر دیده نمیشد.دراین هنگام فریاد یکی از مسافرین که عقب کشتی ایستاده بود بلند شد وهمه را متوجه خود کرد سپس نهنگی را را که سر در عقب کشتی گذارده بود نشان داد .فی الواقع حیوان عجیب الخلقه ای که از گرسنگی بستوه آمده یا هوس شکار آدمیان را کرده با دهانی باز دیده می شد ناخدا گفت که این حیوان ماهی آدمخوار نام دارد ،هیچ اسلحه ای به بدنش کارساز نیست وتاطعمه ای به او ندهیم دست از سر ما بر نمیداردوای بسا خودش راجلوی کشتی قرار می دهدوبقدری بزرگ است که اگر کشتی با او تصادم کند می شکند.لحظه به لحظه دهان ماهی آدمخوار بازتر میشد وحتی آنقدر سرش را از میان آبها بیرون آورده بود که به لبه کشتی می رسید ودندانهایش که هر کدام مانند خنجری تیز ونوک برگشته بود بخوبی دیده می شد . بخار دهانش آنقدر تعفن داشت که همه را بستوه آورده بود.“……

  نویسنده : جرونی ; ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٦

برای بعضی ها بندرعباس آخر خط است

اتوموبیل تبعید

درهر حال از سیرجان رهسپار بندرعباس شدیم . وقتی وارد بندرعباس شدیم در گرمای ماه مهرماه۱۳۲۰ مثل اینکه رضا شاه ومن وسایر همراهان وارد آب حوض شده و قبل از اینکه بدن خود را خشک نماییم لباس بر تن کرده ایم .شاه در بندر عباس دستور دادند تمام جامه دانها را مامورین گمرک مورد تفتیش قرار بدهند وصورت مجلسی هم تهیه شود تا محقق گردد جواهرات سلطنتی همراه شاه نیست.

بندرعباس

دربندرعباس هم شاه از گفتارهای رادیو لندن عصبانی بودند ولی من میدانستم تمام این جریان زیر سر (سرریدبولارد)سفیر انگلستان در تهران میباشد.ایشان چاره ای جز ترک ایران نداشتندوبه وسیله کشتی نیمه باری ونیمه مسافری انگلیسی موسوم به (بندرا)خاک ایران را ترک گفتند.

شدت گرمای بندرعباس مخصوصا یکساعت قبل از عزیمت رضاشاه بحدی بود که “گله داری”بازرگان بندرعباس مقداری یخ بعنوان تحفه بشاه تقدیم داشت.یخ در آن گرمای شدید بندرعباس نعمتی بود.شاه با مشاهده یخ دست در جیب بردند و۱۵ سکه پهلوی طلا در آوردند تا به گله داری بدهند.عرض کردم ایشان از مکنت وثروت برخوردار است ،اجازه بفرمایید پس از بازگشت به تهران در مقام تقدیر ازرفتار او برآیم(آقای گله داری بعدا در سال ۱۳۲۳ از بندرعباس به مجلس شورای ملی رفت.)

بهادر جنوبی

رضاه شاه قبول کردند وباکرجی بندروساحل راترک کرده تا دردو کیلومتری سوارکشتی بشوند.درکشتی صورت مرا بوسید وپس ار آینکه مراسم خداحافظی در محیط بسیار ناراحت کننده بعمل آمد به ساحل بازگشتم وبعدازظهر همان روز از همان راهی که آمده بودم به طرف تهران رهسپار شدم.

 تحشیه دکتر باستانی پاریزی در کتاب فرماندهان کرمان نوشنه شیخ یحیا احمدی کرمانی انتشارات دانش ۱۳۶۲(یادداشت های محمود جم درسالنامه ۱۳۴۰ دنیا)

 

نویسنده : جرونی ; ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٥/٢۳

ناخدای جوانمرد بندرعباسی

رادمرد دانش‌دوست و دهش‌پیشه فرزانه هرمزدیار پور شهریار پور بمان از اهالی روستای کوچه‌بیک اطراف یزد در دوران خردی از مهر پدری محروم گردید.
در عین بدبختی و بینوایی به‌همراه زرتشتیان دیگر راه بندرعباس و هندوستان پیش گرفت. با ورود به بندرعباس همراهان که نوایی داشتند، شبانه بر کشتی بخار سوار شده به‌سوی بمبئی حرکت کردند و فرزانه هرمزدیار، یار بی‌کس را با ۱۵ نفر از همراهان دیگر که بینوا بوده و پشیزی با خود نداشتند و به نان روزانه نیازمند بودند در ساحل دریا و شهر غربت سرگردان گذاشتند. در آن زمان فردی از زرتشتیان در آنجا نبود که به‌ آن‌ها پناهی بدهد.
از اتفاق نیک، ناخدایی جوانمرد و پاک‌سرشت در ساحل دریا به‌ آن‌ها برمی‌خورد چون از احوالشان باخبر شده و به‌حال‌اسفناک ایشان آگاه می‌گردد، خون پاک و جوانمردی او به‌جوش آمده، آذوقه‌ی آن‌ها را تهیه و بر کشتی بادی خویش سوار می‌کند.و پس از چند ماه در سال ۱۲۴۷ خورشیدی (۱۲۳۷ یزدگردی) وارد ساحل بمبئی می‌شوند.

پارسیان بندر بمبئی چون از پیش‌آمد آگاه می‌گردند ناخدا را تحسین نموده و کردار نیکش را می‌ستایند و پاداش نیکی به‌او می‌دهند و سفارش می‌نمایند در آینده نیز همین رویه‌ی نیکو را جاری داشته و بی‌کسان و بینوایان دیگر را اگر آواره ببیند به بمبئی برساند که بی‌اجر و مزد نخواهد بود. پارسیان، مسافران را پس از پیاده‌شدن به پذیرشگاه برده به دلجویی آن‌ها می‌پردازند.
فرزانه هرمزدیار هنگام خردی،‌ کاری و زحمتکش بود. هشت سال در خانه‌های پارسیان نوکری و پیشخدمتی می‌کرد. بعد به‌فکر درآمد می‌افتد. چون بختش بلند بود کم‌کم کارش بالا گرفت و ثروتمند و بانوا شد و به‌واسطه‌ی تجربه‌های تلخ بینوایی در راه کمک به بینوایان تلاش می‌کرد.

تصاویری از بندرعباس قدیم

دکتر جمشید صداقت کیش درکتابی تحت عنوان تصاویر فارس قبل از پیدایش دوربین عکاسی باچاپ تصویر گراور هرمز در۱۵۰۷میلادی مینویسد :”این تصویر قدیمی ترین تصویر کشیده شده از ایران است”.سپس با درج تصاویری از سده ۱۷۰۰میلادی که عموما از سفرنامه های اورژن فلاندن و تاورنیه اقتباس گردیده به برسی می پردازد.

هرمز۱۵۰۷میلادی

همانقدر که فارس در درجه ای از اهمیت تاریخی قراردارد بندر عباس وهرمز نیز در درجه اولایی از موقعیت واهمیت قرار داشته است  وتصاویر فراوانی در متون وموزه های معتبروجود دارد منتها خرمابرنخیل و دست ما کوتاه.

 

کشتی بریتانیایی در تهاجم به بندرعباس

 

دورنمای بندرعباس۱۸۸۴برروی چوب توسطBarda

بندرعباس۱۷۹۰میلادی

 

نویسنده : جرونی ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٢/۱٦

چنگ و سرود اثر تازه سهیل نفیسی

آلبوم چنگ وسرود اثر تازه سهیل منصفی منتشر گردید.این اثر شامل ترانه هایی از احمد شاملو، ابراهیم منصفی، سهراب سپهری،اخوان ثالث و….. می باشد.

مکان توزیع در بندرعباس:دامایی مجتمع تجاری اوقاف جنب کبابی شمس نوشت افزار آرموس تلفن ۴۶۱۱۳۳۰

 

نویسنده : جرونی ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/۱/٢٤

بندرعباس ۱۲۷سال قبل

۲۷ ژانویه ۱۸۸۴میلادی(۱۲۶۲ه.ش)کشتی آسریا از نزدیک هرمز گذشت و اولین توقف خود را در بندرعباس می کند.لنگرگاه آنقدر وسیع است که تمام کشتی های اروپامیتوانند در آن مانور کنند. در سمت راست ، درطول ساحل زرد رنگ ،دهکده ها و باغهای زیادی نمایان است.شهر ایرانی در میان آنها قرار دارد و پشت سر آن کوه پر برفی دیده می شود.!!!!!!

بندرعباس 127سال قبل

بندر عباس با شهرهای دیگر ایران که در من در سفر اولم دیدم ابدا تفاوتی ندارد.خانه های تازه ساز با بناهای مخروبه مخلوط شده وگل و خاکروبه زمین ناهموار کوچه را پوشانده است. بازارها با راه کثیفی که به آنها منتهی می شود تضاد بسیار دارد. در زیر سایبانهای خراب، خواروبارفروشیها،کله قندها را ردیف چیده یا از سر آویخته وآنهارا با کاغذ نقره ای پوشانیده اند.ادویه سبزوآبی با سینی های پر از شیرینی های رنگارنگ مخلوط شده است.کوزه های زنجبیل با لعاب فیروزه ای شان سینی های مسی کهنه را که در آنها زعفران ،خرما وفلفل قرمز خشک ریخته اند روشن میکند.

کمی دورتر یک کارخانه قند ریزی ساده دیده میشود.وسایل این کارخانه مرکب است از چند تغار گلی وقسمت خشک کننده آن نیز از چند صندوق در هم شکسته تشکیل شده است .

درویشها ،سربازان ژنده پوش ومیمونهایی که به قلاده بسته شده اند اینجا وآنجا دیده می شوند ………                                                                                               سفرنامه مادام ژان دیولافوا .ترجمه ایرج فرح وشی .انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۶۹

میموزا= نوعی گل ابریشم

 

نویسنده : جرونی ; ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٧

آنسوی غفلت چشمهایش

کتاب شناخت نامه حسن کرمی به نام آن سوی غفلت چشم ها به کوشش حسام الدین نقوی وتعدادی از دوستان توسط انتشارات گلشن راز منتشر گردید.دراین کتاب حسن را از نگاه احمد شاملو،شاپور جورکش،محمدبهارلو،علی باباچاهی،وجمعی از دوستان وعلاقه مندان همشهریش میشناسیم.

آن سوی غفلت چشم ها

من آسان بودم

زمینم همسایه آب بود

وآسمانم به رفاقت آنچنان نزدیک

که نفس های آبی اش

موهایم را شانه می زد.

 

 

باکمندی از گیسوی ستاره ها

شهاب های پرنده را

درلحظه سقوط

               صید می کردم.

 

نویسنده : جرونی ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱٩

نقبی به تاریخ

حرمسرای فتحعلی شاه

 سعید نفیسی در کتاب تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران چاپ مروی۱۳۶۸صفحه ۲ مینویسد:

 “یکی ازدشواریهای بزرگ فتحلیشاه در فرمانروایی نفاق وچند دستگی شگفتی بود که در خانواده اش برقرار بود.تاجایی که اسناد تاریخی آن زمان گواهی میدهد وی خانواده ای تشکیل داده است که درتاریخ هیچ کشوری درهیچ زمانی آنرا نمی توان یافت.

سپهر که خود درجوانی معاصر وی بوده درناسخ التواریخ ۱۵۸ زن اورانام میبرد ودرباره فرزندان وفرزندزادگانش چنین مینویسد: از روزی که پادشاه بحد رشدوبلوغ رسیدوبا زنان مضاجعت توانست کرد وفرزندآورد تااین وقت که بجهان دیگر شتافت از چهل وهفت سال افزون نبود در این مدت قلیل از صلب پاک او دوهزار تن فرزندوفرزند زاده بعرصه شهود خرامید و بیشتر ازایشان هم در حیات او وداع زندگانی گفتند وتا این زمان که پس از وفات او بیست ویک سال سپری شده اگر فرزند وفرزندزاد گان آن پادشاه را شمار کنیم عجب نباشد که با ده هزارتن راست آید. لکن راقم این حروف مردگان ایشان را رقم نکند و نبیره فرزندان را که نسبت بآن شهریار بطن سیم باشند نام نبرد  بلکه فرزندوفرزند زادگان را که هنگام وفات شهریار زندگانی داشتند برنگارد.همانا دویست وشصت تم پسرودختر بی واسطه از پشت پادشاه بادیه آمد ویکصد وپنجاه ونه تن ازایشان در زمان حیات پدر بمردند ویکصد ویک تن مخلف ماندند.ازین جمله پنجاه وهفت تن پسروچهل وشش تن دختر بودوازپسر زادگان پانصدوهشتادوهشت تن فرزند بجای ماندواین جمله دویست ونودوشش تن پسرونودودوتن دختر بودند.واز دختر زادگان نودوهفت تن بجای بود وازین جمله چهل وهفت تن دختر بود .پس معلوم شد که هنگام بیرون شدن از این جهان آن پادشاه را هفتصدوهشتادوشش تن فرزند وفرزند زاده گا نی داشت.

تقریبا درهمین اوان حدود ۱۸۴۰ میلادی یا کمی بیش وکم در اروپا جیمز وات ماشین بخارش راساخته ،برادران رایت در صدد ساخت هواپیما بودند ،کارل مارکس یک سال تمام از کتابخانه سلطنتی انگلیس بیرون نیامد تا رساله کاپیتال را به اتمام برساند ووووووووووو

نویسنده : جرونی ; ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱٥

چراغ ، خانه ،مسجد ….

روزنامه شرق:سه شنبه نهم آذر ۸۹

پروژه ۷۰۰ میلیاردتومانی ایران در نجف

“ایران برای ساخت (صحن جامع حضرت زهرا)در حرم حضرت علی(ع)درنجف ۷۰۰میلیارد تومان هزینه میکند.به گزارش فارس معاون اجرایی ستاد بازسازی عتبات عالیات اعلام کرد زیربنای این صحن ۲۲۰ هزارمتر مربع است.”

پس آن مثل معروف کجا مصداق دارد.

اینجا بندرعباس است و مردمانی که خشکسالی در روستا آب را و سپس نان را از آنها دریغ کرده وبه اجبار به حاشیه شهر کوچیده اند.

 

حاشیه بندرعباس

 

 

نویسنده : جرونی ; ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/٩/۱۳