استاین

سر اورل استاین باستانشناس معروف مجاری آلمانی پروژه تحقیق در حوزه جنوب شرقی ایران را در سال ۱۹۱۶ ایران را اجرائی می نماید .

او از اصفهان به کرمان ،سپس بردسیر -رابر- بم – جیرفت – گلاشکرد – پری یاب (فاریاب) -رودان -میناب – بندرعباس – هرمز می آید.و پس از مراجعت به بندر لنگه و نهایتاَطاهری (سیراف) میرسد. او پس از تحقیق در خصوص تمدن “کران”در منطقه اسیر گله دار به بوشهر میرود.حاصل این سفر دو کتاب است به نامهای “از کرمان به بندرعباس “و از گله دار تابوشهرکه به اهتمام آقای علی نعیمی گله داری توسط انتشارات ایلاف به چاپ رسیده است .

قلعه میناب درسال ۱۲۹۳

هرموز – قلعه پرتقالیها ۱۲۹۳

 

نویسنده : جرونی ; ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/۸/٢٢

بازیابی تاریخ از میان عکسها

در کتاب اعلام الناس فی احوال بندرعباس عکس فرود اولین هواپیما در هنگام جنگ جهانی اول به چاپ رسیده است.

چندی پیش یکی از دوستان در محیط مجازی عکسی را منتشر کرد که در توضیح آن فقط ساحل بندرعباس مقامات و مردم قید شده بود

این عکس توسط “سر رولف مکفرسون اسمیت “عکاس نشنال جئوگرافی در ساحل محله سیم بالای فعلی برداشته شده و بنای کنسولگری انگلیس در قسمت فوقانی عکس مشهود است .

                                                                                           سر رولف مکفرسون اسمیت

واما مقامات حاضر درعکس نفر سمت چپ “علی کرم بیک توپچی بلوردی”ملقب به شجاع نظام حکمران نظامی بندر عباس ونفر سمت راست “کاپتن بیسکو”کنسول انگلیس  در آن زمان است.

شجاع نظام

 

نویسنده : جرونی ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٩/٢۸

۱۵ تیر ماه ۱۲۹۶ (جولای ۱۹۱۷)به اصرار کنسولگری انگلیسی ها، شجاع نظام حاکم بندرعباس اداره بلدیه (شهرداری)را تاسیس کرده که به تنویر وتنظیف بپردازد.حاج مسلم بوشهری را در ماهی پنجاه تومان مواجب به ریاست بلدیه تعیین کردند وتعرفه ای بر قرار داشتند. تعرفه مزبور راجع به ورود وخروج از طریق برّ (خشکی) است. تعرفه بقیه اشیاء از دریا وبلدیه بعد تعیین می شود.)

1بلدیه

 

حاج مختار دوانی با واگذاری اتاقی در منزل  نقش بسزایی در شکل گیری شهرداری بندر عباس داشته است .

پی نوشت:نام اسماعیل خان بهادر، جهانگیرخان درج گردیده که اصلاح میگردد.

 

نویسنده : جرونی ; ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٧/٥

کنسولگری انگلیس در بندرعباس

درسال ۱۲۸۱شمسی انگلیسی ها خط تلگراف دهلی لندن را از با کابل از طریق دریا به جزیره هنگام متصل نمودند. سپس از مسیر دریایی تا توریان و قشم و مجددا از طریق دریا مسیر را طوری انتخاب نمودند تا روبروی کنسولی انگلیس (بیمارستان شریعتی فعلی) کابلها به خشکی برسند بعد از اتصال به کنسولی وبروز مشاجراتی در خصوص نحوه استفاده ایرانیها از تلگراف باغ جمشیدیان درضلع  غربی اجاره و ودستگاه درآنجا نصب ودر ساعاتی از روز در اختیار ایرانیها قرار گرفت(برگرفته از اعلام الناس فی احوال بندرعباس سدید السلطنه کبابی). بعدها محل ورود کابلهای تلگراف به خشکی به محله سیم بالا معروف گردید.

  کنسولی انگلیس در بندرعباس۱۲۸۶شمسی 


منظره ای از کنسولی انگلیس در بندرعباس۱۲۸۶شمسی این بنا در سال۱۳۲۹به سازمان بهداری تحویل وبیمارستان ثریا نامگذاری گردید.

 

نویسنده : جرونی ; ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٥/۱۳

باورهای جنوب

مایه حیات درجنوب بنا به شرایط اقلیمی از درجه اهمیت بالایی قرار دارد بهمین روی مردمان این دیار سرچشمه های آب را علاوه بر تقدس به نگاهبانانی سماوی می سپارند که شاید ریشه در اسطوره آناهید یا ایزد بانوی آب دارد به مانند حضرت بی بی در آبگرم بزرگ فین، بی بی هوربی بی نور در آبگرم معدنوییه حاجی آباد، بی بی کهمان در چشمه آب روستای گهکم و…. .اما نگاهبان دریا در جنوب خضر است ملقب به نبی اله به همراه الیاس که همیشه در رکاب اوست البته ظاهرا درقرآن نامی از خضر به میان نیامده است.

قدمگاه خضر اوایل دهه چهل

زنده یادغلامحسین ساعدی در کتاب ماندگار اهل هوا می نویسد: خدر(خضر) والیاس / خدر زنده وجاویدان است ومحافظ دریاها وپشتیبان صیادان وماهیگیران ودریانوردان . نوکری هم دارد به نام الیاس. در بیشتر نقاط ساحل برایش مقبره یا قدمگاه ساخته اند .همه یک شکل ویک طرح .قدم گاه خضر گنبدی داردوچند تاق وچندین در. در داخل مقبره خالی است وهر تاق بشکل هلالی است محراب وار.درجزیره قشم مشهور تریت قدم گاه خدر در دهکده ای است به اسم “پشت کوه”ومقبره مشهور دیگری هم در خود بندرعباس است،بیرون شهر،لب دریا وکنار جاده ای که از بندرعباس به بندرخمیر می رود.کنار مقبره یا قدم گاه خدر،قدم گاهی هم برای الیاس می سازند،یک سو با یک حصار کم ارتفاع به وسعت چندین متر مربع.هر وقت که از دریا ماهی صید نشود،ماهیگیران چندین شبانه روز در”خدروالیاس”جمع می شوند وشیرینی می دهند ودعا می خوانند ونذر ونیاز می کنند.اغلب یک یا دو بز هم قربانی می کنند.خدر والیاس دلشان به حال ماهیگیران می سوزد ونذر آن ها را می پذیرند ودریا را پر ماهی می کنند.

قدمگاه خضر اوایل دهه پنجاه

 

نویسنده : جرونی ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۳/٦

هرموز و بهدینان

مرتضی راوندی در صفحه ۳۱جلد نهم تاریخ اجتماعی ایران چاپ۸۲نشرروزبهان می نویسد:

چنان که می دانیم پس از ظهور نهضت اسلامی،پیشوایان وزعمای اسلام ، کشورهای همجوار را به زور شمشیر فتح واز ملل تابع خواستند که ازیکی از دو راه را برگزینند:یا به دین اسلام گردن نهند ویا جزیه بپردازند.گروهی از ایرانیان که تحمل رقیت بیگانگان را نداشتند،سر به کوه وبیابان نهادند وبعضی تصمیم به مهاجرت گرفتند.

مهاجرت به چین وهند

به حکایت سال نامه های چین عد ه یی از ایرانیان مهاجر در شهر کانتن مستقر شدند وگروه دیگری از ایرانیان رهسپار دیار هند شدند.شرح این مهاجرت در داستان منظومی به نام قصه سنجان ذکر شده است وسراینده آن ایرانی پاک نهادی است به نام بهمن کیقباد،اکنون بیتی چند از این منظومه دلنشین را ذکر می کنیم:

مقام و جای  وباغ  وکاخ  و ایوان                         همه  بگذاشتند  از بهر  دینشان

به کوهستان همی ماندند صد سال                         چه ایشان را بدین گونه شده حال

پس از چندی دراثر مزاحمت دائمی،ازراه دریا به سوی هندوستان رفتند:

زن وفرزند در کشتی نهادند                                به سوی هند،کشتی تیز راندند

وسرانجام پس از تحمل مشکلات گوناگون به سنجان رسیدند:

چنین حکم قضا شد هم از این پس                سوی سنجان رسیدند آن همه کس

پس از گفتگوی نماینده ایرانیان با راجه محل ،موافقت شد زمینی سراسر جنگل به مهاجران ایرانی اعطا کند. ایرانیان با همت وپشتکار این سرزمین را آباد کردند وسنجان نام نهادند وپارسیان پس از سیصد سال اقامت در این خطه به شهرهای دیگر گجرات روانه شدند وپارسیان امروز هندوستان از بازماندگان آن گروهند.

گروه دیگری از ایرانیان که با حفظ آیین مزدیسنا در میهن خویش باقی ماندند ،ناچار متحمل زندگی تلخی بودند،دراجرای آداب ومراسم دینی آزادی نداشتند ،مولف تاریخ سیستان می نویسد که پس از آمدن عبدالله ابی بکره به سیستان (اندرسنه احدی وخمسین-۵۱)وی همه پیشوایان مذهبی را کشت وآتش های گبرگان را برافکند.میشله مورخ نامی فرانسه حال ایرانیان این دوران را چنین توصیف می کند:چون شب فرا می رسید،اعضای خانواده گرد هم می آمدند و روزهای گذشته خود رابا حسرت وسوگواری یاد می کردند….  

       

 ابیاتی از خداحافظی ایرانیان از  هرموز (  مغستان ) از زبان استاد پور داوود :

زساسانیان واژگون گشت تخت                  زایرانیان نیز برگشت بخت

گروهی پراکنده در کوهسار                     دل افسرده از دشمن نابکار

فرو شد زکوه وبه دریا شتافت             به هرمز روان گشت وآرام یافت

پس ازچند سالی درآن آنجست           زدشمن به تنگ آمده وچاره جست

به دریا بسی کشتی انداخته                          برآن بادبانها بر افراخته

اهورا توای کردگار سترگ                             فرستنده زردشت بزرگ

دراین ورطه ماتو را غمخوار باش                   زآسیب دریا نگهدار باش

بیاد تویک شعله روشن کنیم                      به نام تویک گوشه گلشن کنیم

زبان وروان ودل وخون ودین                       زتو خواندا پور ایران زمین

در  حکایتی از پرویز شهریاری در مجله چیستا خوانده ام که این جماعت در حدود ۱۵هزار نفر پس از ورود به سنچان در نزدیگی گجرات پیغام ودرخواست پناهندگی شان را به اطلاع حاکم گجرات می رسانند حاکم پس ازآگاهی از این موضوع قدحی پر از آب رابه نزد پارسیان فرستاده وبه آنان به زبان فهوا  می گوید که این زمین را انبوهی از آدمیان فرا گرفته وجایی برای شما نیست اما پارسیان با زیرکی با انداختن قطعه ای طلا(طلا باوزن حجمی کم باعث ازدیاد حجم ظرف نمی گردد)این پیام رابه حاکم گجرات می رسانند که اقامت پارسیان لطمه ای به زیست آنها نمی رساند .حاکم با درک این موضوع به درایت مهاجرین پی برده وبه آنها پناه می دهد وهم اکنون غالب عوامل اقتصادی آن دیار همان پارسیان مهاجرند.

نویسنده : جرونی ; ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٢/٢۱

تاریخ زیر پای شما (بقایای اسکله نایبند)

درسالهای گذشته که ساحل نایبند در قرق نهاد های دولتی نظیر شیلات ،نیروی انتظامی ،و……بود دسترسی به ساحل نایبند برای هرکسی امکانپذیر نبود.اما با گشایش بلوار ساحلی در ضلع جنوبی باشگاه چمران وجنب بوستان غدیر بقایای اسکله ای به چشم می آید که یادگار حضور پلیس جنوب یا همان اس پی آر در نایبند شمالی به فرماندهی سر پرسی سایکس انگلیسی در حوالی ۱۲۹۵ بوده است .هدف از احداث این اسکله دسترسی سریع نیروی مستقر در هنگ شاهی به دریا وبلعکس می باشد . برای اطلاعات بیشتر کتابهای ده هزارمایل در ایران وتاریخ ایران سایکس وپلیس جنوب خانم اسکویی را زیر ورو کردم ولی دریغ از اشاره ای …..

 

نویسنده : جرونی ; ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/۱/٩

به کدامین سوی

عکس بالا معروف به خانه سعدی در بندر لنگه و در حوالی سال ۵۰ شمسی است .خودتان بهتر می توانید حال وهوای زندگی در این خانه ها را تصور کنید.حیاط فراخ با درختان زینتی ومیوه ای ، سبزی خانگی واحتمالا حوضی و ………

حالا خزیده در کلودنگ های ۴۰و۵۰متری با ریزش قطرات فاضلاب طبقه فوقانی پس پشت میگذاریم شب و روز را ،همیشه وهنوز را …………

 

نویسنده : جرونی ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱٠/٢۳

هوای جنوب ، ماندسلو وباقی قضایا

هر نقطه از این کره خاکی ویژه گی های  اقلیمی خاص خود را دارد و قضاوت درباره شرایط زیستی متفاوت فقط از دست خودپسندانی بر می آید که به قصد تاراج منابع همه جهان دمی از تلاش باز نمانده اند.

رالف فیچ تاجر دوره ی الیزابت در سال ۱۵۸۳ در وصف بندرعباس نوشته است:

“این محل را طبیعت به قصد سکونت نیافریده است.آنجا در دامنه ی کوهستان رفیعی واقع شده است.هوایی که داخل سینه ی انسان می شود آتش زاست . بخار مرگ آور پیوسته از دل زمین بر می آِید . اراضی تیره وخشکیده ومثل این است که با آتش برشته شده باشد”.

راجع به آنجا شاردن گفته است که:”هوای دوزخی ومرگ آور “دارد،از این رو اهالی ناچارند که شش ماه از سال در بهار وتابستان به کوهستان فرار کنند . هربرت بیش از دیگر نویسندگان بحرف خود لحن ریشخند داده است:”هوای آنجا تحمل ناپذیر است از این رو بعضی از سکنه درتغارهای پرازآب لخت دراز می کشند که عضله ی ایشان راچنان نرم می کند وبا فرارسیدن موسم زمستان طاقت کمترین سرما راندارند،پس آسیب زمستانش کمتر از گرمای تابستان نیست”.

پنجاه سال بعد ناوبان انگلیسی،ناخدای کشتی حامل دکتر فرایر در همین مورد اصطلاح حرفه ای خویش رابکار برده واظهار داشته است:”بین گامبرون ودوزخ اینچی بیش فاصله نیست”ولی جان استریوس هلندی با اعتراف صمیمانه ای می نویسد که:”حدت هوای آنجا رامشروبی به نام پیل پونس کن شدیدتر می سازد،زیراکه چنان نوشنده را افسون می کند که از نوشیدنش صرف نظر مقدور نیست”.((میگویند این نوشابه را که مانداسلو پنج می نامند هیات نمایندگی دوک هلشتاین در ایران که مانداسلو هم به سال ۱۶۳۷عضو آن بوده اختراع کرد ،زیرا که پنج ماده در ترکیب آن بکار می رفته است : می ،آبلیمو، ادویه ، شکر، وگلاب))

همانطوری که کلیه جهانگردان دربدگویی از هوای بندرعباس یک ندا شده اند،همگی هم از تعریف درخت انجیر (بانیان هندی) بزرگی که درسی مایلی شهر قدیمی بوده غفلت ننموده اند ونوشته اند که تا۴۰۰نفر درزیر شاخه های آن می آسوده اند.چند تن از سیاحان قرن هفدهم نیز راجع  به این آفریده ی حیرت آور اشاراتی کرده اند.

         لور بزرگی که به نظر بنده باید در سه مایلی بندرعباس باشد ونه در سی مایلی

ایران وقضیه ایران . جرج ناتانیل کرزن چاپ۱۳۶۷انتشارات علمی فرهنگی ص۵۰۶ و۵۰۷

  

نویسنده : جرونی ; ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱٠/۱٦

سقوط

کافیه فلش مموری رو از پخش ماشین در بیاری و فرکانس سیستم صوتی اتوموبیل شما هم روی ردیف ۸۷/۵ باشه وپشت چراغ قرمز هتل گوهر شاد تو بلوار ساحلی وجلو فرهنگسرای آوینی متوقف ویا اینکه ترافیک سیال بعد اظهر جمعه  باعث  بشه شما در پس و پیش  خودرو ها ی یکنواخت کره ای وفرانسوی سلیقه همشهریانت را  به تما شا بنشینی : بیا بریم دبی دبی ،تو خودت نمره بیستی ،من دوماد ننه تم و ……..

ساحل زیبای بندرعباس

کجا بود روزگاری که آهنگ مرا ببو س ،نازنین مریم ،الهه ناز و ای ایران و…… ملکه ذهن خواص و عوام بود . آیا گل سرخ زشت شده است ؟ آیا دریا جذبه خود را از دست داده است ،آیا ما در حا ل سقوط احساسی واخلاقی هستیم ؟ آیا……….. 

  

نویسنده : جرونی ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/٥